تبليغاتX
شاید گناه.....

شاید گناه.....

گناه !!!!!

دعا کنید واسم......

+نوشته شده در ساعتتوسط مریمی | |

اندازه دنیا دوستت دارم محمدم.....

بهترینی........

+نوشته شده در ساعتتوسط مریمی | |

یه دنیا دلم گرفته....

خسته ام خدایا.....

کاش کسی بود که کمی درکم میکرد...

مامان.. دلم برات تنگ شده... کاش کنارم بودی....

 

+نوشته شده در ساعتتوسط مریمی | |

گاهی دلم برای خودم تنگ میشود

گاهی هزار فاصله کمرنگ میشود

گاهی میان حادثه تنها نشسته ام

گاهی هزار زمزمه آهنگ میشود

عمری میان رفتن و ماندن مرددم

جز لحظه ای که باتو هماهنگ میشود

تو در میان منی دیگر خودم

انجا که مرز عقل وجنون تنگ میشود

صدبار اگر قافیه ها را عوض کنم

شعرم فقط بنام تو آهنگ میشود

کی میشو تو بیایی که این دلم

با رنگهای شعر تو همرنگ میشود

+نوشته شده در ساعتتوسط مریمی | |

صدای سکوت فضای غمگین قلبم را پیچیده ، تنهایی آمده و وجودم را با سردی وجودش پریشان کرده.
من در اوج بی کسی ام ، کسی نیست اینجا جز تنهایی که همدرد من است.
برایم میخواند آوازی با صدای آرامش ، میداند که در قلبم چه میگذرد و میخواند راز درونی ام را.
در این آرامش ظاهری و ناخواسته ام ، باطنی آشفته دارم ، از صدای آواز عشق بیزارم که مرا اینگونه در حسرت روزهای بهاری برده است.
من در اوج تنهایی ام و تنهایی در اوج خوشحالیست ، زیرا دیگر تنها نیست و مرا دارد.
وقتی به درد دل تنهایی گوش میکنم با خود میگویم ای کاش که از آغاز تنها بودم که اینگونه درغم پایان ننشینم .
آن غوغایی که در روزهای عاشقی قلبم داشت دیگر ندارد ، بیقرار و بی تاب نیست ، انتظار برایش معنایی ندارد.
با اینکه در اوج تنهایی ام اما با تنهایی رفیقم ، هم او درد مرا میفهمد و هم من راز تنهایی را از نگاه پرنده تنها میخوانم .
دیگر شب و روز درد مرا نمیفهمد ، ماه نگاهش به عاشقان است، ستاره ها به سوی دیگر چشمک میزنند و خورشید به آن سو میتابد که کسی آنجا به انتظار نشسته است!
من در اوج تنهایی ام و میدانم که تنهایی در این روزهای بی روح دوای درد قلب شکسته ام نیست .
گرچه پر از درد است اما باید سوخت ، گرچه تلخ است اما باید طعمش را چشید.
تنهایی زودگذر است ، اما گذر همین چند لحظه مرا می آزارد.
خواستم به فردا امید داشته باشم ، غروب که رسید مرا از فردا نیز ناامید کرد.
به انتظار طلوعی دیگر مینشینم ، یک شب دیگر در اوج تنهایی و شاید یک آغاز دیگر در فصل عاشقی.......

 

+نوشته شده در ساعتتوسط مریمی | |

دار بــزن
خــاطـرات کسی کــه
تــو را دور زده !!!

+نوشته شده در ساعتتوسط مریمی | |

شتباه از من بود
من خـود
به تو پـرِ پرواز دادم
امـا به هـمه گفتم
درب قفـسش باز بود و پـرید !!!

+نوشته شده در ساعتتوسط مریمی | |

چه فرقی‌ می‌کند
دورت حصار کشیده اند یا نه
میله‌های آهنی در یک قدمی‌ اند
یا فرسنگ‌ها فاصله دارند
تو در میان افکار بسته
حتی بی‌ حصار و میله
همیشه در زندانی ...

+نوشته شده در ساعتتوسط مریمی | |

این روزها به هر کی "پر و بال" بدی ...بجای اینکه باهات "پرواز" کنه ...واست "دم" در میاره

+نوشته شده در ساعتتوسط مریمی | |

هوایت که به سرم می‌زند

دیگر در هیچ هوایی،

نمی‌توانم نفس بکشم!

عجب نفس‌گیر است

هوایِ بی تویی!!!

+نوشته شده در ساعتتوسط مریمی | |